تبليغاتX
پرسپولیس قهرمان همیشگی

درباره

  سلام
سایه هستم . پرسپولیسی دو آتیشه
خب بسه دیگه
بازگشت شیث رو هم تبریک می گم .
----------------------------------------------
هرگز وقتی کسی درباره ی عزیزی که
از دست داده حرف می زد درک نمی کردم
تا اینکه الان واسه خودم پیش اومده
حالا می فهمم معنی اون اشک ها و
عذاب ها چیه .
کاش هیچ کس هرگز طعم از دست
دادن کسی رو نچشه .
موضوعات
پيوند هاي روزانه
لينک دوستان

پرسپولیس رویای من ( دخترعموی خودم مژِی جون )
یه فرشته که خیلی دوسش دارم ( رها )
پرسپولیس باکلاس
علی نیکی و پرسپولیس ( نازنین جونم )
بین همه ی تیم های دنیا عشق است استقلال
یه دنیا و یه پرسپولیس با نیکی ( سحر نیکی جون )
پرسپولیس سرور بی چون و چرا ( مهشید جون )
وبلاگ اختصاصی شیث رضایی
وبلاگ اختصاصی شیث رضایی2
پرسپولیس قهرمان و شیث رضایی
ارتش سرخ آسیا
مهران پرسپولیسی
قـــــــــــــــرمزته
عشقای من ( سوسانو جون )
آرسنال میلان پرسپولیس ( گشین جون )
هواداران نیکی و کریمی ( محمد جواد )
تکواندو ورزشی رزمی
ورود استقلالی ها و سپاهانی ها اکیدا ممنوع ( علی )
سکـــــــــوی سرخ ( لیدر پرسپولیس )
نه شله زرد نه کیسه عشق من پرسپولیسه ( یوسف پرسپولیسی )
نیـــــــــــــــــــــدونم
قاسم پرسپولیسی
......ایران سبزم ..... پرسپولیس رویاهایم........
نیا تو تا از خنده نترکی
ورود بی معرفت ها ممنوع
ن مثل نیکبخت ( سارای نازم )
عاشق ترین عاشق نیکبخت ( لیلا جون )
:::عاشقان تاج کبیر آسیا:::
یار مبارز
"اتحاد برای اخلاق مداری در بلاگفا"
آبی بزرگ
p u r e _ l o v e
استقلال قهرمان
پرسپولیسی های دو آتیشه ( سودابه جون )
دخمل کوچولو ( هدی جون )
منو و خواهریم ( هدی و هانی جون )
قالب وبلاگ

طراح قالب

خداحافظ تا ابد

سلام

تو آپ قبلیم گفتم شاید چون فکر می کردم برمی گردم ولی حالا اومدم برا همیشه خداحافظی کنم .

کاش نازنین می فهمید که رفیق نیمه راه بودن خیلی نامردیه و خیلی بده که دوستش رو توی یه جاده ی بی انتها تنها بذاره .

هر وقت برگرده منم برمی گردم .

 

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:33  توسط سایه  | 

خداحافظی شاید برا همیشه

 

سلام . شاید این آخرین سلامم تو این وبلاگ باشه نمی دونم چرا خواستم آپ کنم ولی

این داوری ها رو هیچ وقت از یاد نمی برم هنوز گریه هام سر داوری مرادی یادمه که دیشب ..........

پرسپولیس دیروز خوب بازی کرد ولی بازی ای رو که باید حداقل ۳ به ۲ می بردیم به لطف داوری واگذار کردیم .

قبل بازی به یکی یه قول دادم که فراموشش رو نمی کنم و شاید به خاطر اون حرفمه که اومدم اینجا برا خداحافظی شاید خوب شدن نازنینم باعث بشه برگردم ولی اینجا اومدن بدون اون هم برام سخت شده .

از همه ی دوستام ممنونم که تنهام نذاشتن ولی هر سلامی خداحافظی هم داره .

 

شاید برا همیشه بای

 

 

دلم واسه علی کریمی خیلی تنگ شده

 

 

چقدر دیروز جای خالیش و حس کردم .

 

 

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 8:46  توسط سایه  | 

تولد

سلام

نمی دونم من جز دوستات حساب می شم یا نه ولی تازه یاد اون آپ گروهی واسه تولدت افتادم نمی دونم قرار بود چند نفر دیگه تولدت رو تبریک بگن .

هدی جونم خیلی نمی شناسمت ولی همین که دوست نازنینی واسم کافیه

دوست پرسپولیسی عزیزم تولدت مبارک

لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 8:33  توسط سایه  | 

این مساوی فرقی با باخت داشت ؟

کاش یه کمی اون بازیکن هایی که تو زمین بودند غیرت پیراهنی که پوشیدن رو داشتن کاش به جای خرید کسی که آرزوش گل زدن به پرسپولیس بوده علی کریمی یا هر بازیکن دیگه ای رو نگه می داشتیم هر چند با رفتن کریمی حضور کاپیتان همیشگی پرسپولیس پر رنگ تر شده و دوباره داره می شه همون کریم باقری ولی حیفه که کنار کسی مثل میثم بائو توپ بزنه .

این پرسپولیس تیم من نبود . پرسپولیس من هواداراش رو محو بازیش می کرد و همه برا گل زدنش ثانیه شماری می کردن . کجا رفته اون تعصب ؟ اینا چه بلایی دارن سر تیم میارن ؟

اینقدر از بازیشون حرصم گرفته بود که وقتی پنالتی اعلام شد دوست داشتم گل نشه ولی وقتی کاپیتان رو پشت توپ دیدم دلم لرزید . واسه اینکه نمی خواستم همه چی سر اون خالی بشه نمی تونستم حسرت خوردنش رو ببینم نمی تونستم انتقادها ازش رو تحمل کنم چرا که اون نباید پاسگوی بازی نکردن اعضا باشه . وقتی برا پنالتی پشت توپ ایستاد فقط برا دیدن شادی گلش ثانیه شماری می کردم حتی یه لحظه هم نمی تونستم فکر کنم که توپش راهی جز دروازه پیدا کنه که همینطور شد ولی کسی ستایشش نکرد و این فقط به خاطر راه رفتن بعضی ها تو زمین بود کسانی حتی آخر بازی مدل موهاشون هم خراب نشده بود .

و اما در مورد نازنین فقط می تونم بگم دیگه حس نمی کنم نیست راستش شاید حالت عادی نباشه ولی برا بازی اس اس و تراکتورسازی تبریز انگار با خودش داشتم بازی رو می دیدم . یادم نمی ره که با اینکه می دونست نیکی تو این بازی نیست چقدر واسش لحظه شماری کرده بود داشتم به جای اون برا برد تراکتور پر پر می زدم حس می کردم هست و داره تحقیر استقلال رو می بینه جدیدا به جای اون هم از این تیم بدم میاد کاش جواب همه ی توهین هاشون رو تو آزادی جلو چشم همون تماشاگر نماها بده کاش حداقل واسه اون بازی همون نیکبخت سابق بشه همون ستاره دوست داشتنی . بازی رو برات ضبط کردم که وقتی اومدی ببینی اس اس چقدر خرشانسه . ضبطش کردم تا سر بودن بازیکنای تیمت رو به چشم ببینی هر چند می دونم همه اینا رو دیدی .

دوست جونم کاش بودنت در کنارم فقط خیال نبود کاش می بودی و می دیدی فقط به خاطر تو از حرفام در مورد نیکبخت کوتاه اومدم کاش می دیدی واسه بازی کردنش دارم لحظه شماری می کنم پاشو بیا داری منو دق می دی دختر خوب دیگه هیچ حرفی در مورد نیکی تو نمی تونم تحمل کنم یاد بغض کردنت می افتم موقع دیدن اون کلیپ یاد دفاع کردنت یاد حرفات در موردش و یاد شادی هات بعد گل زدنش . دیگه نمی تونم حرفی رو در موردش تحمل کنم چون برام یادآور توئه . قول می دم همینجوری بمونم به شرطی که بیای . قول می دم تو هیچ راهپیمایی ای شرکت نکنم . قول می دم واسه هیچی ناراحتت نکنم فقط برگرد دوستم

برام دعا کنید

بای

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 11:18  توسط سایه  | 

روز قدس روز ایران سبز

باز هم حماسه ای دیگر در پیش است .

همگی ۲۷ شهریور برای ایرانی سبز می رویم .

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:32  توسط سایه  | 

دعا

سلام

اومدم یه بنده ی پر توقع باشم ؛ اومدم بگم امشب احیاست ؛ امشب می خوام بهم ثابت بشه که یکی به حرفام گوش میده ، یکی تو بدترین شرایط تنهاییم رو پر می کنه ؛ امشب می خوام جواب بگیرم ، می خوام خدا بهم بگه گریه هام رو دیده و هق هقام رو شنیده ، خودش می دونه چی می خوام و می دونه با همه ی وجودم برا چی دعا می کنم ، می خوام بهم بگه که باید از حالا به فکر ادای نذرهایی که کردم باشم .

خیلی وقته تنهایی رو با همه ی وجودم لمس کردم ، خیلی وقته حرفام رو دلم مونده ، خیلی وقته بغضمو خفه کردم ولی دیگه نمی تونم ؛ کاش یکی می فهمید منم آدمم و یه تحملی دارم ، کاش می شد همه ی این روزها فقط یه کابوس باشه و از خواب بیدار بشم .

خداوندا امشب تک تک حاجت هام رو می خوام چون دیگه تحمل خیلی چیزا برام ناممکن شده . خدایا بهم ثابت کن که هستی ، ثابت کن صدامو می شنوی ، امشب با التماس اومدم پیشت پس دست خالی برم نگردون

مرسی از همتون که حال نازنین من رو پرسیدین ولی در جواب فقط می تونم بگم فرقی نکرده . به زودی میام بهتون سر میزنم ولی خدایی خیلی دعام کنید همش دارم حسرت می خورم که چرا سر مسائل پوچ دعوا کردیم .

بای

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:2  توسط سایه  | 

سلاااااااااام

روز تولدم همه خوشحال بودند و من گریان خدایا کمکم کن روز مرگم من خوشحال باشم و دیگران گریان .

مژده ی مهربونم دختر عموی گلم تولد مبارک .

فقط قول بده دیگه تو همچین روزی چشمات رو اشک بار نبینم .

راستی تولد یکی از دوستان کل کل هم هست . آقا حسین تولدت مبارک


نمی دونم چرا جدیدا هر بلایی که آسمون میاد سراغ خونه ی منو می گیره ؛ می دونم خیلی وقته تو وبلاگ اکثریت نرفتم ولی باور کنید خستم ؛ خیلی وقته همه کارها رو دارم به زور انجام می دم ، خیلی وقته حتی خندیدنم زوری شده ، شرایط داره داغونم می کنه ، همینجوری پیش برم فکر کنم برا نفس کشیدن هم باید اجازه بگیرم .

همه ی تب فوتبالم از بین رفته ، حتی حوصله ندارم جواب حرفای افراد رو بدم ؛ همه ی حس و حال سیاست تو وجودم خفه شده دیگه حتی فریادم صدایی نداره کاش وسط این همه مشکل نازنین تنهام نمی ذاشت ، کاش یه کم می فهمید الان بهش نیاز دارم .

کاش یکی بود که بهم می گفت آخر این روزها چی می شه .

اینم دیدم بخونید بد نیست .

پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد . پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا ياد گرفتي؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه .

بای

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 0:4  توسط سایه  | 

هر کاری می کنم بخوابم نمی شه

بچه ها سلام

می گید خبر بدم آخه بیام چی بگم ؟ بگم هیچ فرقی نکرده آره ؟

هر کاری می کنم که بخوابم نمی شه لحظه به لحظه جلو چشامی . نمی دونم کی میای ولی مطمئنم میای .

سر تمرین بودم و یادم رفته بود گوشیمو خاموش کنم . هانیه زنگ زد مربی شاکی شد گفت : مگه من نمی گم گوشی ها خاموش باشه ؟ مال کیه ؟ بره خاموش کنه . رفتم تو رخت کن نمی دونم چرا نتونستم هانیه رو ریجکت کنم و برداشتم که بهش بگم مگه تو نمی دونی سر تمرینم که قبل اینکه حرفی بزنم صدای هق هقش رو پای گوشی شنیدم . ناخودآگاه اشک تو چشام جمع شد گفتم چته دختر ؟ چیزی شده ؟ فقط گفت : نمی تونم حرف بزنم اس ام اس می دم . اس ام اس داد از دیروز هر چی نازنین رو گرفتم جواب نداده تا اینکه یک ساعت پیش زنگ زدم گوشی مامانش خالش برداشت گفتم باهاش کار دارم گفت تصادف کرده و تو کماست .

تمام بدنم داشت می لرزید زنگ زدم گفتم بی مزه تو نمی تونی مثل آدم شوخی گفت : کاشکی شوخی بود تو همین وضع بودم که مربی رو بالا سرم دیدم گفت : تو مثلا اومده بودی گوشیتو خاموش کنی دیگه ؟ سرمو که بلند کردم با هق هق گفتم استاد نازنین نازنین ............

نفهمیدم چه جوری رسیدم خونه فقط همش دعا می کردم همه ی اینا یه کابوس وحشتناک باشه ولی نبود هنوزم دعا می کنم که از خواب پاشم و بفهمم هیچ کدوم از اینا واقعیت نداره .

نازنین من اگه زمینی نیستی و نمی خوای برگردی مهم نیست چون می فهمم زمین برات خیلی کوچیکه ولی واقعا  اگه می خوای برنگردی منم باهات میام . بمونم اینجا چی کار ؟

اینجا همه کار می کنن که زنده بمونن کسی نمی خواد زندگی کنه . اگه ناراحتت کردم منو ببخش و اگه نمیام ملاقاتت به خاطر تنبلیم نیست به خاطر اینه که نمی تونم رو تخت بیمارستان ببینمت واسه اینه که همه اومدن اونجا همه خاطراتت رو و لحظات خوشمون رو خراب می کنه . نازنین نیکبخت بهترین شماره ی دهه ببخش گفتم خوب بازی نمی کنه . موسوی دیگه برام مهم نیست.موج سبز هم همینطور می خواستی منو به غلط کردن بندازی آره ؟ خب الان غلط کردم خوبه دوستم ؟

یه بار گفتم بازم می گم اگه نمی خوای برگردی منم با خودت ببر چون بدون تو اینجا کاری ندارم .

بای

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 1:59  توسط سایه  | 

مگه یه آدم چقدر می تونه ظرفیت داشته باشه ؟

خیلی بده آدم دوستش جلو چشماش پر پر بزنه ولی نتونه براش کاری کنه . نمی دونم چی بگم اصلا تو این شرایط نمی تونم تایپ کنم .

بچه ها نازنین من تو کماست دکترش می گه تا حرکت نکنه کاری نمی تونن بکنن . به هر چی که می پرستین قسمتون می دم براش دعا کنید .


می خواستم آپ جدید بذارم ولی دلم نیومد که نظر آی لاو .... رو نخونین . می دونی چیه ؟ داشتم فکر می کردم چه جوری می تونی شب سرتو رو بالش بذاری که اومدم نت و این نظر رو خوندم فقط می تونم بگم از حیوون کمتری حیف حیوون که اسمش روی تو بیاد .

بچه ها یکی به من بگه چه جوری برم سر تمرین ؟ کی برام میت نگه داره ؟ کی تو مسابقاتم کوچم بشینه ؟

مربی تیممون گفت همه با هم بریم ملاقاتش ولی من نمی تونم ، نمی تونم تو وضع ببینمش اصلا نمی فهمم تنبل خانوم مگه آبان آزمون دان ۳ نداری پس چرا نمیای سر تمرین هان ؟

نازنین من برگرد . مامانت به هوش اومده ولی هنوز کسی جرات نکرده بهش بگه که تو جاده شمال که تصادف کردین تو چه حالی داری . بیا دیگه اصلا تقصیر منه که الکی سر سیاست باهات بحث کردم ببین غلط کردم جون من برگرد مغزم دیگه برا نوشتن نمی کشه قراره وقتی خوب شدی برات با بچه ها کیک تولد بخریم .

منتظرتم

لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:29  توسط سایه  | 

پرسپولیس و مس؛ شکست ناپذیر در کرمان

سوت اغاز نهمین دوره لیگ برتر فردا در حالی به صدا در می اید که پرسپولیس پرافتخارترین تیم تاریخ لیگ همچون ادوار گذشته باید لیگ را با میهمانی اغاز کند.

سوت اغاز نهمین دوره لیگ برتر فردا در حالی به صدا در می اید که پرسپولیس پرافتخارترین تیم تاریخ لیگ همچون ادوار گذشته باید لیگ را با میهمانی اغاز کند. در دومین بازی هفته اول، عصر پنج شنبه در کرمان پرسپولیس به مصاف مس می رود. این دو تیم  تاکنون 6 بار در لیگ برتر باهم دیدار کرده اند که پرسپولیس 2 برد و مس یک برد بدست اورده اند .

دو تیم نیز به تساوی انجامیده است که هر سه بازی در کرمان برگزار شده است. پرسپولیس در طول تاریخ خود هرگز در کرمان شکست نخورده است . از طرف دیگر مس نیز در فصل گذشته رکورد فوق العاده ای ثبت کرد و در 17 بازی خانگی خود بدون شکست بود.
مس آخرین بار در 23 فروردین 87 به صبا در کرمان باخته است و پس از ان در 20 بازی اخیر خانگی خود در لیگ برتر شکست نخورده است. بدین ترتیب دو تیم شکست ناپذیر در کرمان در هفته اول  به مصاف هم می روند.

دوستان اس اسی هم مرسی بابت کم کردن روی جماعت شله زرد . جماعت سرخابی اینن دیگه

در ضمن شیث هم تو اولین بازی پاش به گل زنی باز شد بنابراین فصل خوبی داریم .

با اجازه

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 21:46  توسط سایه  | 
جدول ليگ برتر
محل قرارگيري جدول
All Rights Reserved 2008 | sheyserezayi-13.Blogfa.Com

Template By: 3000theme.blogfa.com Shayan Nickravesh